یک ماهگی
کوچولوی دوست داشتنی من امروز قرار بود خ ت ن ه بشی گلم.زنگ زدیم که دکتر بیاد خونه.ساعتای 10 صبح دکتر رسید.و مامانی کلی سفارشتو کرد .دکتر بهت شربت خواب آور داد اما وقتی اثر بی حسی رفت طوری گزیه میکردی که دلم کباب شد با اینکه هنوز دستاتو نمیشناختی اما صورتتو چنگ میزدی.بمیرم برات
اما اینم تموم میشه ان شاالله همیشه بخندی مامانی .gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک ماهگی
